شهیدگمنام

خرید بک لینک
هميشه يك پيمانه برنج بيشتر مي ريخت هر عيد براي نوجوانش لباس عيد مي خريد يك روز ، جواني را توي تلويزيون نشانم داد : ببين چقدر شبيه سعيد است ! اصلاً سعيدش همه جا بود حتي توي تلويزيون سال 89 . چند روز پيش بنياد شهيد براي پسرش مراسم گرفت نرفت ! حتي يك بار هم سر قبر خالي پسرش كه فقط محض ياد آوري بود نرفت مي گفت هديه را پس نمي گيرند ، جلو ملائكه از خدا خجالت مي كشم بروم دنبال پسرم ! آخرين باري كه پسر اين زن با يك ساك خالي از خانه رفت 27 سال پيش بود هنوز برنگشته پایگاه مقاومت بسیج روستای ده شیخ...

ما را در سایت پایگاه مقاومت بسیج روستای ده شیخ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: سه شنبه 6 دی 1401 ساعت: 19:46

صفحه بندی