وقتي سيد محمد براي معالجة زخم هاي شيميايي در لندن به سر مي برد ، شب ها در گوشه اي از بيمارستان به مناجات و توسل و دعا مشغول مي شد . يك بار پزشكش به طور تصادفي متوجه حالات او شد و سخت تحت تأثير نيايش هاي او قرار گرفت . با اين كه هم مسلك و هم زبان با سيد محمد نبود ، ولي از سيد خواهش كرد كه به او اجازه بدهد بعضي از شب ها كه سيد در حال راز و نياز است او هم در كنارش باشد . از آن به بعد ، بعضي شب ها اين پزشك مسيحي به كنار سيد مي آمد . پایگاه مقاومت بسیج روستای ده شیخ...
ما را در سایت پایگاه مقاومت بسیج روستای ده شیخ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 37
تاريخ: سه
شنبه
6 دی
1401 ساعت: 19:46